هم دیدن دارد غروب جمعه ی مدینه،هم ندیدن!

 هم ديدن دارد غروب جمعه مدينه،هم نديدن!بايد خيلي جگرت سوخته باشد كه دلت بيايد بنويسي نديدن هم دارد غروب جمعه مدينه.....وقتي سردر گريبان از كنار بقيع مي گذري...

وقتي احساس مي كني فرزند يك مادر قد خميده هم به زيارت مزاري آمده كه گمشده اما در دل همه هست...وقتي احساس مي كني در تكه زميني پر از درد خودت را گم كرده اي....هم ديدن دارد مدينه هم نديدن؛غروب جمعه.

مسافرم....آمده ام سلام خورشيد را برسانم به ماه...آمده ام از ستاره هايي بگويم كه عطر بارانند...آمده ام دل خوش كنم به حكايت يك ياس معطر...آمده ام توشه بچينم براي روزگار غريبم...كه سخت در به درم و سرگردان در اعوجاج دنياي بي مراد.

هم ديدن دارد غروب جمعه مدينه هم نديدن...باور كن به جان حضرت ياس آن چه بر انگشتانم مي ريزد كه بفشرند بر كليدهاي كيبورد...احساس نيست...اگر بودي مدينه و غروب جمعه را مي ديدي خودت هم دست بر پهلو مي گذشتي و مي گذشتي از كوچه و خياباني كه بهت و حيرت را ارزاني ات مي كنند....

بايد باشي مدينه و ببيني چه سخت است دل كندن حاجيان و كوچ شان به سوي شجره براي ميقات و ميعادي آسماني آن هم در غروب جمعه....بايد باشي در مدينه و غروب جمعه را احساس كني...ديدن دارد مدينه و نديدن در غروب جمعه.

حرف هايم هنوز مانده اند در انديشه ام...بايد ننويسم...بايد درد را در سينه پنهان كنم...بايد بگذارم داغ روي دلم بماند...تو اگر عاشق باشي هزار حرف ناگفته مرا مي داني...

تو اگر از تبار ياس باشي مي داني هم ديدن دارد مدينه و هم نديدن در غروب جمعه...يك دنيا حرف دارد....بگذار بگذرم از اين درد...بگذار بگذرم از اين داغ...

"یادداشتهای پراکنده" ام در روزنامه اطلاعات سه شنبه 24دی 1392

«قند پهلو» را از دست ندهید
اول این که تماشای سری جدید برنامه طنز «قند پهلو» را به همه علاقمندان توصیه می کنیم.پخش سری جدید این برنامه از همین شنبه هفته قبل شروع شده و این برنامه مفرح و باحال ساعت
۲۱ از شبکه آموزش جعبه جادویی برادر ضرغامی روی آنتن می رود. جان شما نباشد، به جان مجری طناز این برنامه، هر کسی سری قبلی «قند پهلو» را دیده، به سرعت اعتراف کرده که از غم و غصه رهیده است – ضد انقلاب هم خودتی!..ما خوب می دانیم از وقتی آقای روحانی رئیس جمهور شده، دیگر هیچ غم و غصه ای در ایران و جهان و جاهای دیگر نیست…پاچه خوار هم خودتی! – القصه که «قند پهلو» را از دست ندهید. حتی این را هم بگوییم که بسیاری از بزرگان علم و ادب و فقاهت کشورمان نسبت به این برنامه اظهار محبت کرده و از دست اندرکاران مربوطه تشکر
کرده اند.
باور کنید الان که داشتیم این مطلب را می نوشتیم، نمی دانیم که چرا یکهو به یاد استاد مرادی کرمانی افتادیم که در ابتدای جوانی در سینماهای کرمان برای فیلم های سینمایی تبلیغات می کرده تا نانی به کف آورد!
کوچ اجنّه از عرصه فرهنگ!

جماعتی از هنرمندان هفته گذشته در تالار وحدت با رئیس جمهور دیدار کردند و حرفهایی زدند و حرفهایی شنیدند. بخشی از این حرفها را رضا امیرخانی نویسنده برای آقای روحانی و وزیر فرهنگش گفت و خواهش کرد تا در بخش فرهنگ و کتاب از اجنه استفاده نشود.
ما که زخم خورده این اجنه هستیم، حمایت چند جانبه خود را از فرمایشات جناب رضا امیرخانی اعلام می فرماییم.
جانمان برایتان بگوید، یک بار رفته بودیم در همین تالار وحدت تا در مراسمی بسیار فرهنگی حاضر باشیم. برنامه به گونه ای بود که سخنرانی وزیر فرهنگ محترم وقت، پایان بخش برنامه باشد. ما هم که ذوق کرده بودیم که در چند قدمی وزیر هستیم، سفت و محکم در جایمان نشستیم و…..تو نگو در همان لحظات، اجنه محترم مشغول خوردن ساندویچ ها و اشربه و اطعمه ای بودند که قرار بود توسط حضار و پس از پایان مراسم در ضیافت شام جناب وزیر صرف بشود…
آقا، چشمتان روز بد نبیند….پس از خاتمه سخنرانی وزیر، وقتی به محل سرو غذا آمدیم، صحنه هایی از بعد حمله قوم مغول را شاهد بودیم… نشان به همان نشان که رفتند برای آقای وزیر از ساندویچی نزدیک تالار وحدت ساندویچ خریدند و آوردند. لذا مرگ بر اجنه فرهنگی!
یک بار هم سردسته اجنه در بخش کتاب، در آذر
۱۳۸۳ غیب گویی کرده و گفته بود که برخی ناشران کاغذ و زینگ ۵۰۰۰نسخه کتاب را می گیرند و فقط  1000نسخه چاپ می کنند و لابلای کتاب های صحافی شده پیت حلبی می گذارند و این طوری مأمور شمارش کتاب را که از طرف اداره ارشاد می آید، فریب می دهند…. لذا باز هم با صدای بلند فریاد می زنیم:مرگ بر اجنه فرهنگی!

اخبار برخی خبرگزاریها و پایگاههای خبری پیرامون رونمایی از کتاب شهید حسن صوفی

http://isna.ir/fa/news/92102111945/

http://www.ettelaat.com/new/index.asp?fname=2014\01\01-13\22-02-22.htm&storytitle=

http://www.hamedanpress.com/?p=gallery_show&i=1&e=97#12

http://www.mehrnews.com/TextVersionDetail/2211164

http://www.tasnimnews.com/Home/Single/244621?ref=ghatreh

http://khabarfarsi.com/n/7824847

http://www.irna.ir/fa/News/80987256/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%88_%D8%A7%D8%AF%D8%A8/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8_%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1_%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%CB%88%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%B5%D9%88%D9%81%DB%8C%CB%88_%D8%AF%D8%B1_%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%B4%D8%AF

http://www.hamedanpress.com/?p=news&i=1&g=12&e=3226

http://kayhan.ir/fa/print/2493

http://www.farasokhan.ir/%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C/54137

http://dana.ir/News/47964.html

مطلب "یادداشتهای پراکنده" ام در روزنامه اطلاعات 17 دی 1392

 

کاسه های داغ تر از آش!

جان شما نباشد، به جان گرامی مسئول همین ویژه نامه ادب و هنر قسم که آدم بعضی وقت ها می ماند چه کند با برخی کاسه های داغ تر از آش؟…

یارو یک سایت زده و کلی هم از مسائل ارزشی را بر تارک سایت خود چپانده و اسم پرطمطراقی هم انتخاب کرده و برای چند کلیک بیشتر، چوب حراج می زند به آبروی آدم ها.مثلاً برداشته تصویر مراسم عقد یک هنرمند را از روی سایت شخصی همان هنرمند دزدیده و حالا چون صورت عروس خانم آب و روغن بیشتری نسبت به صورت عمه پیر ما دارد، صفت «بی غیرت» را برای آن هنرمند و همسرش به کار بسته است.

آدم می ماند حیران….واقعاً اگر قرار باشد رسیدگی به کار بنی بشر در روز قیامت هم بر اساس دین متصدیان چنین سایت های درپیتی باشد که باید فاتحه مسلمانی را خواند.راستی، متصدیان مربوطه در دولت اعتدال نمی خواهند به حال این کاسه های داغ تر از آش – تو بخوان گروه های فشار متمدن! – فکری بکنند؟

وای به روزی که بگندد نمک!

این که چهار تا شاعر – که اتفاقاً همه هم فرزندان انقلاب هستند – بر سر مسائل معمولی صنفی و غیره به جان هم بیفتند و یکدیگر را تهدید به افشاگری نمایند، مصداق کامل همین ضرب المثل است که:هر چه بگندد نمکش می زنندروای به روزی که بگندد نمک.

خدا وکیلی خوب نیست. هر چه نباشد، شماها تا همین چند وقت پیش با هم دور یک میز شعر می گفتید و در همایش های گوناگون ادبی برای همدیگر نوشابه باز می کردید. شماها فکر نمی کنید با این کارهای ناجورتان، مردم ادب دوست را سردرگم می کنید؟

نکن بچه جان،خوب نیست. حالا که دور به دست کنار نشسته ها افتاده، تو هم حوصله کن!

سال هاست غرب و شرق عالم را از قبال چهار تا خط شعر درنوردیدی و همه تماشایت کردند؛ حالا هم متانت داشته باش و چون تو را نخود آش نکرده اند، غرغر و قل قل نکن! نبینم دیگر با این سایت های زرد گپ بزنی و حرف اضافه بزنی ها؟…اهه!

خدا بیامرزد بابای رضا امیرخانی را…

نور به قبرش ببارد با این بچه اش. این حرف ماست، اما وزیر ارشاد هم که برای رضا امیرخانی پیام تسلیت فرستاد، چیزی توی همین مایه ها را نوشت خطاب به این نویسنده مردمی و با معرفت.

واقعاً که مردم بامرام ما سنگ تمام گذاشتند و در مراسم تشییع و ترحیم بابای رضا امیرخانی، نشان دادند که تفاوت هنر و هنرمند واقعی را با جنس بدلی اش می دانند.رضا امیرخانی نیازی به چنین نوشته هایی ندارد، اما برای یادآوری به خودمان بد نیست کنکاش کنیم که علت چنین احترامی در چیست؟ مردمداری،معرفت،غم دیگران را خوردن،تقوا،تواضع و…چندین خصیصه نیکوی دیگر!

رضا امیرخانی از آن دسته هنرمندانی است که عین مردم کوچه و خیابان است و دور از جانش اهل خیلی از قرشمال بازی هایی نیست که برخی به ظاهر هنرمندان از خودشان در می کنند تا به دیگران حالی کنند؛این منم طاووس علیین شده!

خدا بیامرزد بابایش را. همینجا ما به نمایندگی از همه مؤسسه اطلاعات به این برادر عزیز تسلیت می گوییم.

 

آغاز نگارش کتاب آیت الله رکنی

از امشب که شب شهادت حضرت رضا علیه السلام است انشاالله کار نگارش کتاب خاطرات آیت الله سید محمد جواد رکنی امام جمعه محترم بندرلنگه را آغاز خواهم کرد.

معظم له از حوالی سال های  1355 و 1356 و بنا به حمایت و توصیه آیات عظام گلپایگانی و فاضل لنکرانی وظیفه خویش مبنی بر بسط و گسترش فرهنگ اسلامی را در منطقه بندرلنگه اغاز کرده و در سال 1358 توسط حضرت امام خمینی(ره) به عنوان امام جمعه آن سرزمین منصوب شده است.

ایشان از شاگردان حضرت امام خمینی(ره) در نجف اشرف بوده و از همراهان آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی(ره) محسوب می شود.

خاطرات آیت الله سیدمحمدجواد رکنی از حدود چهار دهه حضور بسیار موثر در بندر لنگه بسیار جذاب و شیندنی است و  می تواند به عنوان تاریخ گرانسنگ این دیار مورد توجه پژوهشگران و علاقمندان واقع شود.

کسب خاطرات معظم له توسط این حقیر بنا به درخواست و تدبیر فرماندار فرهیخته بندرلنگه جناب آقای مهندس مسعود قانعی فر و نیز مساعدت عالمانه حضرت آیت الله رکنی از مدتی قبل اغاز شده و همچنان ادامه دارد.این کتاب در حوزه ی تاریخ شفاهی ارائه خواهد شد.

نوشته هایم در روزنامه اطلاعات تحت عنوان "یادداشتهای پراکنده یک خبرنگار"

روزنامه اطلاعات 26 آذر 1392

توصیه به آقای ضرغامی

"یکی از عیوب جوامع ما این است که فرهنگ خود را متاثر از فرهنگ دیگران کردیم،باید عقل و دین و هدایت الهی را مبنا قرار دهیم نه این که مردم کشورهای دیگر چه می کنند،امت اسلامی معیار را باید از قرآن بگیرد"

مطلب بالا که در گیومه آمده است یکی از هزاران رهنمود فرهنگی رهبر فرزانه انقلاب است،لذا بر ما تکلیف است که رهنمودهای معظم له را جامه عمل بپوشانیم.بر این اساس ما از جناب ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما – مخلصیم،سلام بلند دکتر محمدحسین صوفی را هم برسانید – استدعا داریم که اگر آب دستش هست به زمین بگذارد و به این جماعت مجری هایش بگوید از کلمات فرنگی استفاده نکنند. ما همین دوشنبه قبلی یک عالمه حرص و جوش خوردیم از بس این عادل فردوسی پور در برنامه نود به جای تشکر می گفت "مرسی"!

ضمنا این گیر دادن ما به نود و فردوسی پور با امیر قلعه نوعی که با این برنامه و مجری توانمندش در افتاده هیچ ارتباطی ندارد چون اولا ما پرسپولیسی هستیم و برنامه نود را هم دوست داریم.

 

لیونل مسی در نماز شنبه

باز دم لیونل مسی گرم که آن همه چرت و پرت را از سوی کسانی که ادعا می کردند ایرانی هستند روی صفحه ف ی س ب و ک خودش خواند و آخرش هم فهمید پای توطئه گران استکبار در میان است و عاقبت اطلاعیه ای صادر کرد و ضمن غنی خواندن فرهنگ ایران زمین تاکید کرد که یقین دارد آن چرت و پرت ها کار ایرانیان واقعی نبوده است.و لذا ما پیشنهاد می کنیم به طور خود جوش در وسط نماز شنبه این هفته دارقوز آباد علیا از جناب لیونل مسی تقدیر و تشکر و قدردانی شود و صلواتش را بفرستیم تا همه چیز ختم به خیر شود،با این کار ما با یک تیر چند هدف می زنیم؛اولا که یکهو دیدید لیونل مسی جوگیر شد و احساساتش گل کرد و در جام جهانی به تیم ما پیوست،هدف بعدی این که عده ای هم کنارش عکس یادگاری می گیرند و به نوایی می رسند.خدا بیامرزد آقای دوربینی را که زیر همه تابوت ها یک تنه حاضر می شد و راه به دیگران نمی داد،این چند وقته که پیداش نیست هزار ماشاالله چقدر آقا دوربینی در مملکت مان زیاد شده!!! خدا بیامرزد امیرحسین فردی را که تا وقتی زنده بود همه دعاگویش بودند و همین که به رحمت خدا رفت صغیر و کبیر و ریز و درشت و چپ و راست زیر تابوتش عکس یادگاری گرفتند.یارو چنان عینهو غاز مازندران گردن کشیده بود پشت تابوت که هنوز که هنوز است پس از گذشت چند ماه از درگذشت امیرخان ما جگرمان دارد می سوزد.

این که دیدید ف ی س ب و ک را این طوری می نویسیم علت دارد،این ف ی س ب و ک بی پدر و مادر یک بار اشتباهی با ما کار ناپسندی کرده که ما تا عمر داریم از سرش نمی گذریم.

خودمانیم ها.....کاری که جماعت ف ی س ب و ک باز ما با لیونل مسی کرد زشت بود.نکنیم این کارها را.

 روزنامه اطلاعات سوم دی 1392

توصیه به مسئولان حاضر در تشییع ماندلا

به همه کسانی که قرار است در مراسم تشییع پیکر جناب نلسون ماندلا شرکت کنند سفت و سخت توصیه می کنیم اصلا طرف زنان حاضر در مراسم آفتابی نشوند که یکهو دیدی عکس شان در حالی که پیرزنی را در آغوش گرفته اند منتشر شد و بعدش.....خر بیار و باقالی بار کن.

ضمنا توجه داشته باشید اگر الان که این مطلب را می خوانید مراسم هزارمین سالگرد نلسون ماندلا هم تمام شده ما را به "به روز نبودن"متهم نکنید،به جان شما هنوز آب کفن نلسون ماندلا خشک نشده که ما این را نوشته ایم اما سلیقه مسئولین بر این بوده که الان چاپ شود.از باب احتیاط کسانی که ممکن است این روزها که قرن ها از ماجرا گذشته و نلسون ماندلا را نمی شناسند به کتابفروشی موسسه اطلاعات زنگ بزنند و کتاب خاطرات و کتب دیگری را که توسط انتشارات اطلاعات پیرامون وی منتشر شده  بخرند و بخوانند. 

 

 

باعث و بانی همه مشکلات کشور

ما را چه به سیاست؟! ما همین که بتوانیم از طریق همین نوشته ها فرهنگ مملکت را سر و سامان بدهیم بزرگترین کار و خدمت را انجام داده ایم اما خدا وکیلی این موضوع را نمی شود نگوییم.

رفته بودیم مغازه اسی سگ پز که کله پاچه بخوریم،رفیق مان که کله پاچه خور حرفه ای است گرمای آبگوشت کله را کمتر از حد استاندارد دانست و به اسی سگ پز اعتراض کرد.اسی سگ پز هم که دید جلو مشتری ها در حال ضایع شدن است دست چربش را کشید به سبیل های خرکی اش و با صدای بلند گفت:آقا توی این هشت سالی که گذشت همه چیز مملکت به هم ریخت،برو خدا رو شکر کن که همین کله پاچه خوری هم فقط  از سر غیرت ما پا بر جا مانده.

ما که مثل بز اخفش ساکت بودیم اما یک جوان خوش هیکل با صورت سه تیغه تراش دست از خوردن کشید و صدایش را از اسی سگ پز بلندتر کرد و گفت:دیگه مونده بود تو از این هشت ساله بنالی!

بعد هم رو کرد به فوج کثیر کله پاچه خور مستقر در مغازه اسی سگ پز و گفت:آقا من اصلا به احمدی نژاد رای ندادم و طرفدار فلانی بودم  اما اینم دیگه درست نیست که ما همه مشکلات رو به گردن هشت سال گذشته بندازیم و....

بی خیال! ما از حرف های جوان خوش تیپ به این نتیجه رسیدیم که جهت جلوگیری از اتلاف وقت دیگران که ممکن است تا قیام قیامت همه مشکلات را به گردن احمدی نژاد و دار و دسته اش بیندازند همه مشکلات را لیست کنیم و صلواتش را بفرستیم،این مشکلات عبارتند از:نپز بودن نخود و لوبیا – تلخی بیش از حد استاندار برگ کاهو – خش دار بودن صدای سرفه بچه پسرهای نابالغ که اول اسم شان "ت" است – نیفتادن تیم های کاستاریکا و اکوادر در گروه ایران در جام جهانی برزیل – روشن نشدن ماشین های زرد رنگ در شانزده روز اول زمستان و ...بقیه اش در هشتاد و هشت جلد کتاب منتشر خواهد شد!

 

همدردی با رضا امیرخانی عزیز

رضا امیرخانی عزیز در سوگ پدر گرامی اش نشسته است.همدردی با او کمترین کاری است که از دست ما برمی آید. بی گمان همه دوستداران رضا امیرخانی خود را با این عزیز گرانمایه همدرد می دانند.روح پدرش شاد.

مراسم تشییع این پدر بزرگوار پنج شنبه پنجم دی است و مراسم ترحیم هم جمعه شب ششم دی بعد از نماز مغرب و عشا در مسجد نور در میدان فاطمی تهران است.