یادداشتهای پراکنده ام در روزنامه اطلاعات 29بهمن1392

لزوم ثبت مستند وقایع انقلاب
شنیدیم یکی از مراکز فرهنگی هنری مملکت که کرور کرور بودجه دولتی می گیرد، قصد دارد وقایع انقلاب هر شهر را در قالب کتاب منتشر کند. خدا کند این خبر جدی باشد و فقط به نیت کسب بودجه دولتی بیشتر نباشد، اما خداوکیلی می طلبد که هر شهر و روستایی یک شناسنامه عینی و مستند پیرامون وقایع مهم انقلاب در منطقه خودش داشته باشد.
البته کارهای پراکنده ای شده اما یک دست نیست.از ما گفتن بود! خدا کند وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی، این رهنمودهای ارزنده ما را ببیند و به کار ببندد.(رهنمود می دهیم،کتاب
می نویسیم، آب حوض خالی می کنیم، دنبال کار می گردیم،کشک می سابیم،…….،خلاصه که همه کاره ایم و هیچ کاره!)
اما از شوخی گذشته…هیچ فکر کرده ایم اگر انفاس قدسی حضرت روح الله،معنوی ترین و مهم ترین تحول جهان معاصر را رقم نزده بود؛ ما الان چه شغلی داشتیم؟بله…همین خود شما…فکر می کنی مادرزاد مهندس برق بودی به برکت دانشگاه آزاد؟…نه داداش…خیلی بخواهیم ارفاق بدهیم، یک فروشنده نوشابه بودی در ولایتت، از بس به کوکاکولا علاقه داشتی. باورت نمی شود، از آقاداداش بپرس!
**  
اصغر وصالی؛دسته گل جشنواره فیلم فجر
از ما نخواهید پیرامون آثار امسال جشنواره فیلم فجر نظر بدهیم، چون ممکن است به لحاظ موقعیت ویژه ای که ما داریم! – نوشتن در این ستون! ــ برخی ناراحت شوند؛لذا از هرگونه نظر دادن معذوریم.
با این حال،خوشحالیم که دفاع مقدس در جشنواره امسال درخشش بسیار خوبی داشت و امیدواریم بفهمیم که راه بیرون رفتن از مشکلات جامعه ما توسل پیدا کردن به فرهنگ دفاع مقدس است.
این که حدود سی و سه سال پس از شهادت اصغر وصالی، فرمانده گروه مردمی دستمال سرخ ها، نام او در فیلمی مطرح می شود و بازیگر نقش او سیمرغ می گیرد؛ پیام مهمی دارد که وظیفه داریم به این موضوع دقت کنیم. به هر ترتیب، برای ما مهمترین خروجی جشنواره فیلم فجر امسال، مطرح شدن نام اصغر وصالی است.

"باور" کنیم، "یاور" داریم

بزرگی گفته است اگر به هر چیزی "باور" داشته باشیم "یاور"پیدا می کنیم.

یادداشتهای پراکنده ام در روزنامه اطلاعات 15 بهمن 1392

«قطار ۵۷» خواندن دارد
البته واضح و مبرهن است که انقلاب اسلامی ما، ماهیتی فرهنگی تر – بنازم جمله بندی را! – داشت؛ لذا ما هم یادداشت های این هفته را با معرفی کتابی داستانی در باره انقلاب آغاز می کنیم.کتاب های بسیاری پیرامون انقلاب اسلامی کشورمان منتشر شده، اما یکی از آنها را که ما خوانده ایم «قطار
۵۷»نام دارد که توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده و به قلم دوست و برادرمان آقای رضا رئیسی است.البته شاید لابلای سطور این کتاب، نشانه های تلخی از برخی تندروی های روزهای اول انقلاب هم به چشم بیاید که البته طبیعی است؛ چون بسیاری از فرصت طلبان از شرایط خاص آن روزها بهره
می بردند و به فکر خودشان بودند. به قول یکی از اساتید عزیزم،در روزهای ابتدایی پیروزی انقلاب، یکی از نشانه های انقلابی بودن در نزد آدم های فرصت طلب این بود که فرد انقلابی،در زیر شلوار رسمی و بیرونی اش «زیرشلواری» یا همان شلوار خانگی بپوشند و پاچه اش هم پیدا باشد. در غیر این صورت انقلابی محسوب نمی شد!
خدا بیامرزد محمود گلابدره ای را،آن شادروان هم در کتاب «لحظه های انقلاب»، داستانی بسیار دلنشین از روزهای سرنوشت ساز انقلاب اسلامی مان نوشته است.

نوشتن رمان انقلاب با ما،به شرطی که…
شاید شما روزهای انقلاب را به چشم ندیده باشید یا فوقش در آغوش مادر گرامی تان شیر می خورده اید، اما راقم بزرگوار این سطور – که ما باشیم! – در روزهای انقلاب «هشت،نه» ساله بوده و در به ثمر رسیدن انقلاب حضوری چشمگیر(!) داشته و خاطرات بسیاری دارد و عنقریب است که رمانی جهان پسند با موضوع انقلاب اسلامی بنویسد.(آرزو بر جوانان عیب نیست!)
از شوخی گذشته،خداوکیلی چرا ما نتوانسته ایم تا امروز که سی و پنج سال از پیروزی انقلاب مان گذشته، یک رمان جهانی پیرامون این موضوع مهم عرضه کنیم؟ اشکال کار از کجاست؟ این بغل دستی ما هی با مشت می کوبد به کمر ما و می گوید بنویس وقتی مدیریت فرهنگ کشور ما در
سال های ابتدایی جمهوری اسلامی در دست یک مهندس فنی باشد که بعدها هم در بخشورزش های متصل به آب(!) مسئولیت بگیرد – مخلص برادر عزیزمان جنابِ وزیر آن سال ها هم هستیم و این تیکه ها به ایشان نمی چسبد! – باید هم حالا حسرت نداشتن یک رمان جهانی را بخوریم که پیرامون انقلاب مان باشد.
الغرض،ما قول می دهیم اگر یک کار نان و آب دار نیمه وقت گیرمان بیاید که آخر هر ماه بتوانیم پول یک نان و بوقلمون مختصر را برای اهل خانه ببریم، عصر تا شب هر روز تحت نظر خود شما بنشینیم به نوشتن رمان انقلاب و جامعه را از نگرانی فقدان این مهم برهانیم.
چی؟!…ما را چه به این حرف ها؟!… خب چشمانت را باز می کردی و می دیدی اخبار سراسری ساعت
۲۱ شبکه یک سیما روز سوم بهمن گذشته را که مراسم رونمایی کتاب ما نشان می داد و گفت و گوی ما پیرامون آخرین کتابی که نوشته ایم – کتاب شهید صوفی – را پخش کرد. اگر هم باور نمی کنی، از حسین آقای خودمان بپرس!فکر کرده ای اوضاع فرهنگی کم الکی است؟!

دستورالعمل علامه قاضی(ره) برای رفع مشکلات دنیوی و اخروی

حاج شیخ علامه انصاری لاهیجی  از شاگردان مرحوم قاضی ،‌ می‌گوید:

از ایشان پرسیدم در مواقع اضطرار و گرفتاری، چه در امور دنیوی و چه در امور اخروی، و در بن‌بست کارها،به چه ذکری مشغول شوم تا گشایش یابم؟ 

 در جواب فرمودند:

«پس از پنج مرتبه صلوات و آیةالکرسی، در دل خود (بدون آوردن به زبان) بسیار بگو: «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِی دِرْعِکَ الْحَصِینَةِ الَّتِی تَجْعَلُ فِیهَا مَنْ تَشاء» تا ان شاء الله گشایش یابد.

خاک کربلا در دست این فقیه رنگ خون گرفت

امروز ۲۸ ربيع الاول مصادف با سالروز تولد سيد علي طباطبايي از فقهاي تاثيرگذار و از نوابغ قرن سيزدهم هجري است.
در تاريخ زندگي ايشان حوادثي عظيم رخ داد كه به آن اشاره مي‌شود:

۱. سيد علي طباطبايي، صاحب كتاب مشهور فقهي «رياضُ المسائل» از بزرگ‌ترين عالمان شيعه در چنين روزي در سال ۱۱۶۰ هجري قمري در كاظمين قدم به عرصه گيتي نهاد. از ديگر كتب ارزنده ايشان مي‌توان به شرحي بر مفاتيح فيض كاشاني؛ شرحي بر مختصر النافع محقق اول و حاشيه بر مدارك اشاره كرد. مادر وي، خواهر وحيد بهبهانى و همسرش نيز دختر ايشان است. از اين رو، سيد على طباطبايى (ره) هم خواهرزاده وحيد بهبهانى است و هم داماد او.

۲. وي در تقوا، رعايت حق الناس و به ويژه حقوق خانواده اهتمام ويژه‌اي داشت. آورده‌اند كه «وى روزى از رفتن به نماز جماعت خوددارى كرد. نمازگزاران نزد وى آمدند و علت ترك نماز جماعت را از ايشان جويا شدند. ايشان در جواب گفت: من امروز در عدالت خود اشكال دارم. از اين رو، نمي‌توانم امام جماعت شما باشم. آن‌ها از علت اشكال ايشان نسبت به عدالت خود پرسيدند. وى گفت: همسرم حرف‌هايى به من زد كه من كنترل خود را از دست دادم و به او گفتم: هر چه به من گفتى، به خودت برگردد. به همين جهت من در عدالت خود اشكال مي‌كنم. از اين رو، نمي‌توانم امام جماعت شما باشم صاحب رياض امامت جماعت را ترك گفت و ديگر نماز را با جماعت اقامه نكرد تا اينكه همسرش از او راضى شد و او را حلال نمود.

۳. وي زعامت شهر كربلا را بر عهده داشت. در سال ۱۲۱۶ (يعني ۲۲۰ سال قبل) وهابيون پس از حمله به مدينه منوره و مكه مكرمه، با تجهيزات كامل به سوي كربلا حمله ور شدند. مردم غافلگير شده و شهر به تصرف وهابيون در آمد.

وهابيون بخش‌هايي از حرم مطهر، ضريح و رواق را ويران و اموال و نفايس حرم مطهر را ربودند. تعداد زيادي از مردم بي‌دفاع به شهادت رسيدند. آنان براي دستگيري صاحب رياض به خانه ايشان حمله ور شدند. وي در حالي كه با نوزاد شيرخوارش تنها بود، به مخفي‌گاه منزل پناه برد. مهاجمان خانه را آتش زدند ولي سيد را نيافتند. از كرامات اين حادثه اين بوده كه نوزاد شيرخوار در اين مدت ساكت مانده بود. پس از مدتي صاحب رياض به كمك شاگردش از منزل خارج و نجات مي‌يابد.

ايشان به حرم مطهر سيدالشهدا مي‌رود و مي‌بيند ديوارهاي قبر تخريب شده است. پس از زيارت، مقداري تربت اصل را برداشته و در دستمال سپيدي قرار مي‌دهند. ناگهان، دستمال و خاك قرمز رنگ و خون آلود مي‌شود.

۴. صاحب رياض پس از اين واقعه بالافاصله اقدام به بازسازي شهر كربلا كرده و ديواري مستحكم به دور شهر كربلا ساخت. براى حفظ نظم و دفاع از شهر، دست به تأسيس نيروى انتظامى زد.
روحش شاد.


نقل از پايگاه اطلاع رساني حج/حجت الاسلام والمسلمین برکت رضایی

چمران،بذرپاش،آشنا،زارعی،طلایی نیک و جمعی از مسئولان در رونمایی کتای شهید صوفی

http://defapress.ir/Fa/News/10045

http://defapress.ir/Fa/News/10078

گزارش ایرنا،تسنیم،ایبنا،ایسنا و روزنامه جام جم از رونمایی کتاب شهید صوفی در تهران+تصاویر

http://www.magiran.com/ppdf/nppdf/2835/p0283538940031.pdf

http://www.ibna.ir/vdcefw8zfjh8ozi.b9bj.html

http://www.irna.ir/fa/News/81007699

http://www.tasnimnews.com/Home/Single/257924

http://www.isna.ir/fa/news/92110301939

ایبنا خبر داد:سوم بهمن؛رونمایی کتاب "صوفی" در تهران

http://www.ibna.ir/vdcauun6a49no61.k5k4.html

رونمایی از کتاب شهید صوفی در تهران

مراسم رونمایی از کتاب شهید صوفی روز پنج شنبه سوم بهمن ساعت 9 صبح در تهران برگزار می شود.

مکان برگزاری مراسم:خیابان شهید مطهری.خیابان میرعماد.نبش کوچه 1 ساختمان پژوهشکده دفاع مقدس

یادداشتهای پراکنده ام در روزنامه اطلاعات اول بهمن 1392

مدیریت جهادی به ریز شدن سیب و پرتقال نیست!

«رمز موفقیت،مدیریت جهادی است و مدیریت جهادی یعنی کار،تلاش،محاسبه با خدا و تکیه به علم،درایت و تدبیر». این حرف از ما نیست. رهبر معظم انقلاب در دیدار با خادمان مردم در شهرداری تهران این نکته را بیان فرموده اند. لذا ما هم صلاح دانستیم از باب این که خودمان را نخود هر آشی می کنیم، نکته ای بگوییم و آن هم این که اصلاً راه برون رفت ما و کشورمان از مشکلات،اتکا به همین فرهنگ و مدیریت جهادی است.
ما حداقل در زمینه فرهنگ، این راه را آزموده ایم و از برادر شهاب مرادی که فرمان امور فرهنگی سازمان عریض و طویل فرهنگی هنری شهرداری تهران را به تازگی در دست گرفته است؛ دوستانه درخواست می کنیم تا با مدیریت جهادی بیشتری فکری به حال فرهنگ تهران بکند که خداوکیلی بدجوری قارامقیت(!) است.
ضمناً به مدیران عزیزی هم که به اشتباه فکر کرده اند مدیریت جهادی یعنی این که سیب و پرتقال این هوایی روی میزشان بشود اندازه فندق،عرض می کنیم که زده اید به کاهدان!… ما که می دانیم یواشکی و توی اتاق پشتی، میوه های درشت این هوایی را می زنید به رگ!
منتظر می مانیم تا برادر خوش سیمایمان شهاب مرادی، با وقت قبلی دعوت کند خدمتش برسیم تا بلکه یک مدیریت جهادی تری را در عرصه فرهنگ نشانش بدهیم. این خط، این نشان!

کتاب خواندنی جناب «اسلامی ندوشن»

سنت پسندیده ای را چند وقت پیش در همین ستون دنبال می کردیم که البته مدتی است فراموش شده و از این به بعد سعی می کنیم زنده نگهش بداریم و آن هم معرفی کتاب های خواندنی بود.
در این شماره، کتاب خواندنی «روزها» اثر گرانسنگ استاد دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن را خدمتتان معرفی می کنیم که زندگینامه خودنوشته ایشان است و بسیار زیاد خواندن دارد. این کتاب در سه جلد منتشر شده که البته آن نسخه ای که ما خواندیم، هر سه جلد را در یک مجلد چاپانده بود و اول کتاب هم مهر خورده بود:«هدیه هستی» که ما هنوز هم نفهمیده ایم یعنی چه!
حالا تا جناب محرمعلی خان سانسورچی نیامده، یواشکی و از باب ریا بگوییم که پنج شنبه هفته قبل کتاب «صوفی» نوشته خود ما هم که توسط انتشارات فاتحان منتشر شده، رونمایی شد. این کتاب شرح زندگی، مبارزات و شهادت حسن صوفی است که اعجوبه و نابغه ای بوده و بعدها از او بیشتر گفته خواهد شد.