یادداشتهای پراکنده یک خبرنگار(روزنامه اطلاعات - سه شنبه 19 آذر 1392)

یادداشتهای پراکنده ام در روزنامه اطلاعات امروز

تیم فوتبال سیاسیون
وقتی در روایات داریم که باید به دنبال کسب دانش حتی تا چین هم برویم – خدا کند حالا تا از چین گفتیم، یکهو تجار محترم یاد واردات از چین نیفتند ــ چه عیبی دارد سیاسیون ما کمی یقه پیراهن شان را شل کنند و از فوتبالیست های خودمان بیاموزند. خدا وکیلی کاری که باشگاه پرسپولیس انجام داد و به انگیزه مسابقه خیرخواهانه با پیشکستوتان «آ ث میلان ایتالیا»، پیشکسوتان خودش را جمع کرد و همه با هم خوش بودند، جای تقدیر دارد.
حالا بگذریم از چند پرسپولیسی چغر که باز هم بنا به دلایلی کنار کشیدند تا رگه هایی از اختلاف درمیان باقی بماند؛ اما در مجموع کاری که پرسپولیس کرد، توجه عمقی به معارف دینی و هویت ملی ما بود و بسیار کار خوبی بود. لذا پیشنهاد می کنیم سیاسیون مملکت هم با تشکیل یک تیم فوتبال و مسابقه با پیشکسوتان سیاسی خارجی، به دنبال آشتی ملی باشند.ما آقای هاشمی رفسنجانی را به عنوان مدیر عامل تیم فوتبال سیاسیون منصوب می نماییم و از ایشان درخواست می کنیم اعضای ذیل را به عنوان بازیکن پیشکسوت به تیم سیاسیون دعوت کنند:موسوی خوئینی ها،قائم مقام مدیرعامل – دکتر عارف،سخنگوی تیم – دکتر بهمنی، مسئول امور مالی – آقای دعایی،مسئول امور رسانه ای – بهزاد نبوی،دفاع چپ – حسین شریعتمداری، دفاع راست – فائزه هاشمی،مسئول تیم بانوان – دکتراحمدی نژاد،کاپیتان و هافبک وسط – رسول منتجب نیا،ذخیره – منوچهر متکی، مسئول امور بین الملل،….و بقیه!

احیای فرهنگ کارآفرینی
به سلامتی شما، همه امور مملکت در حال اصلاح شدن است،ما خودمان شاهدیم. نمونه اش احیای فرهنگ کارآفرینی است در قم مقدسه که حرم کریمه اهل بیت است. بخش خصوصی کاری کرده کارستان که هم بیکاری را کم کرده و هم درآمدزایی دارد؛به این نحو که یک شرکت خصوصی با هماهنگی مراجع مرتبط، تعداد زیادی خودرو یدک کش تهیه کرده و اتومبیل هایی را که در نقاط ممنوعه پارک کرده اند، به راحتی به پارکینگ منتقل می کنند و صاحب اتومبیل وقتی به سراغ اتومبیلش می آید، اگر از نگرانی سکته نکند، می تواند راحت برود به پارکینگ مورد نظر که انتهای رودخانه قم است، چهل هزار تومان بدهد اتومبیلش را پس بگیرد.
ما پیشنهاد می کنیم که جایزه کارآفرین نمونه ایران،جهان و چند جای دیگر به متصدی این شرکت خصوصی داده شود؛چون به جز ویژگی کارآفرینی و درآمد زایی، کارهای دیگری هم کرده از جمله سخنرانی مفتکی و رایگان برای عوامل پارکینگ و رانندگان یدک کش ها.
بدین ترتیب که این عزیزان اتومبیل یک روحانی را هم منتقل کرده بودند به پارکینگ و روحانی مربوطه وقتی رفته بود چهل هزار تومان را بدهد و اتومبیلش را پس بگیرد، یک منبر مفتی هم برای عوامل آن پارکینگ رفته بود و داشت از رعایت مواظبت از چگونگی کسب درآمد و بردن نان حلال به خانه سخن می گفت. خلاصه این که با یک تیر چند هدف می شود زد!

مجری نشاط آور!
ما به سهم خودمان از برگزار کنندگان برنامه ارائه گزارش صد روزه رئیس جمهور محترم در تلویزیون تشکر و قدرانی می کنیم؛ بویژه این که با انتخاب مجریان و سؤال کنندگان خوب، باعث شدند مردم کشورمان، جدای از این که با شنیدن سخنان آقای دکتر روحانی دچار تغییر احوال شدند؛ از هنرنمایی کسانی که از رئیس جمهور هم سؤال می پرسیدند، دچار تغییر حال بیشتری شدند. بالاخص از مجری وسطی که اهل مشهد است و یک زمانی هم برنامه خوب پارک ملت را در شبکه یک تلویزیون اداره می کرد.
این مجری باصفا – که اسمش یادم رفته – چنان با هنرنمایی اش نشاط را به برنامه آورده بود که نگو! ما به سهم خودمان،صمیمانه مچکریم! یک بار دیگر هم این مجری باصفا در برنامه پارک ملت شبکه یک، دکتر قالیباف را آورده بود و شبیه همین اجراهای نشاط آور خودش را با شهردار تهران هم داشت. باز هم مچکریم.
راستی در مطلب مربوط به تیم فوتبال سیاسیون، ما یادمان رفت اسم دکتر رضایی را هم بیاوریم و الان هم دیگر نمی شود برگردیم به همان مطلب؛ لذا مدیران تیم فوتبال سیاسیون یادشان نرود که دکتر محسن رضایی را هم دعوت کنند.

شاهکار استاد رضا اسماعیلی در 18 رباعی عاشورایی

 18 رباعی زیبای عاشورایی استاد رضا اسماعیلی که تحسین ادیبان بالاخص تقدیر استاد محمدعلی مجاهدی دبیر شعر آئینی کشور را برانگیخت به شرح ذیل است:

یک - چون خونِ خدا، بیا مسلمان باشیم/یا حداقل، شبیه سلمان باشیم/مولا، سگ آستان نمی‌خواهد مَرد!/او کرده قیام، تا که «انسان» باشیم

دو - من خون خدا، شکوه بسم اللهم/گوینده‌ی «لا اِلهَ اِلا اللهَم»/در سینه اگر محبت من داری/ارباب مخوان مرا، که عبداللهم

سه - گفتی به من ارباب! خطا گفتی تو/شرمنده شدم ز دوست، تا گفتی تو/من بنده‌ام و مقام من جز این نیست/شرک است به بنده ای «خدا» گفتی تو

چهار - غافل تو ز لا اله الا اللهی/هرگز به حریم «او» نداری راهی/در وادی شرک می‌روی، گمراهی/در عشق، اگر شدی حسین اللهی

پنج - وقتی که حسین را تو «سین» می‌خوانی!/در تعزیه، روضه‌ی حزین می‌خوانی/یعنی که حماسه را غلط می‌فهمی/وقتی که ز کوه این چنین می‌خوانی

شش - ای مرثیه خوان! گزافه گفتن کفرست/با لهجه‌ی دین، خرافه گفتن کفرست/اسلام دو نور عترت و قرآن است/جز این، سخنی اضافه گفتن کفرست

هفت - با کرب و بلا، سراب می‌بافی تو/یک پرسش بی جواب می‌بافی تو/مفهوم حسین را نمی‌فهمی، حیف/با خون حسین، آب می‌بافی تو!

هشت - ای مرثیه خوان! ز چشم و ابرو بگذر/از خال لب و کمند گیسو بگذر/این مرد بزک کرده! ابو فاضل نیست/تکبیر بگو! از این هیاهو بگذر

نه - غافل ز کرامت مُحرّم هستیم/دلداده‌ی بزم سوگ و ماتم هستیم/با خنجر جهل، سر بُریدیم از عشق/ما ابن زیاد و ابن مُلجم هستیم

ده - ای مرثیه خوان! ز های و هو می‌گویی/از رأس بریده و گلو می‌گویی/از داغ اسارت و تنور و گودال/پس کی ز حسین ُسرخ رو می‌گویی!؟

یازده - ای مرثیه خوان! ز نور جانت خالی ست/از پرتو معرفت، جهانت خالی ست/این روضه نمی‌دهد به ما حالی چون :/از عشق و حماسه، داستانت خالی ست

دوازده - در مرثیه‌ات، حسین تنها «سین» ست!/در کرب و بلا، شکسته ای غمگین ست/تو تاجر گریه ای و جای شک نیست/از تلخی سوگ، کام تو شیرین ست!

سیزده - این روضه وضو ندارد و زیبا نیست/دنیا زده است، شیعه‌ی مولا نیست/این «سین» که تو خوانده ای، به قرآن سوگند!/در سوره‌ی سرخ ظهر عاشورا نیست

چهارده - ای مرثیه خوان! نگاه تو زیبا نیست/چون روح تو، از تبار عاشورا نیست/گفتی سبب قیام دریا، آب است!/این روضه، شناسنامه دریا نیست

پانزده - ای مرثیه خوان! روضه غفلت کافیست/با ذکر خرافه، کسب شهرت کافیست/از خون خدا، برادر من! شرمی/با سکه‌ی کربلا، تجارت کافیست

شانزده - ای مرثیه خوان! روح تو نورانی نیست/آیینه در این روضه که می‌خوانی نیست/بر روی حماسه می‌زنی سیلی تو/با دست خرافه، این مسلمانی نیست!

هفده - ای مرثیه خوان!  کرب و بلا ماتم نیست/میراث حسین، درد و داغ و غم نیست/جان مایه‌ی نهضت حسینی این ست :/هر کس که به ظلم تن دهد، آدم نیست

هجده - ای مرثیه خوان! زبان عاشورا باش/هم قبله‌ی کاروان عاشورا باش/با لهجه‌ی سرخ عشق، همچون زینب/بر خیز و حماسه خوان عاشورا باش