18 رباعی زیبای عاشورایی استاد رضا اسماعیلی که تحسین ادیبان بالاخص تقدیر استاد محمدعلی مجاهدی دبیر شعر آئینی کشور را برانگیخت به شرح ذیل است:

یک - چون خونِ خدا، بیا مسلمان باشیم/یا حداقل، شبیه سلمان باشیم/مولا، سگ آستان نمی‌خواهد مَرد!/او کرده قیام، تا که «انسان» باشیم

دو - من خون خدا، شکوه بسم اللهم/گوینده‌ی «لا اِلهَ اِلا اللهَم»/در سینه اگر محبت من داری/ارباب مخوان مرا، که عبداللهم

سه - گفتی به من ارباب! خطا گفتی تو/شرمنده شدم ز دوست، تا گفتی تو/من بنده‌ام و مقام من جز این نیست/شرک است به بنده ای «خدا» گفتی تو

چهار - غافل تو ز لا اله الا اللهی/هرگز به حریم «او» نداری راهی/در وادی شرک می‌روی، گمراهی/در عشق، اگر شدی حسین اللهی

پنج - وقتی که حسین را تو «سین» می‌خوانی!/در تعزیه، روضه‌ی حزین می‌خوانی/یعنی که حماسه را غلط می‌فهمی/وقتی که ز کوه این چنین می‌خوانی

شش - ای مرثیه خوان! گزافه گفتن کفرست/با لهجه‌ی دین، خرافه گفتن کفرست/اسلام دو نور عترت و قرآن است/جز این، سخنی اضافه گفتن کفرست

هفت - با کرب و بلا، سراب می‌بافی تو/یک پرسش بی جواب می‌بافی تو/مفهوم حسین را نمی‌فهمی، حیف/با خون حسین، آب می‌بافی تو!

هشت - ای مرثیه خوان! ز چشم و ابرو بگذر/از خال لب و کمند گیسو بگذر/این مرد بزک کرده! ابو فاضل نیست/تکبیر بگو! از این هیاهو بگذر

نه - غافل ز کرامت مُحرّم هستیم/دلداده‌ی بزم سوگ و ماتم هستیم/با خنجر جهل، سر بُریدیم از عشق/ما ابن زیاد و ابن مُلجم هستیم

ده - ای مرثیه خوان! ز های و هو می‌گویی/از رأس بریده و گلو می‌گویی/از داغ اسارت و تنور و گودال/پس کی ز حسین ُسرخ رو می‌گویی!؟

یازده - ای مرثیه خوان! ز نور جانت خالی ست/از پرتو معرفت، جهانت خالی ست/این روضه نمی‌دهد به ما حالی چون :/از عشق و حماسه، داستانت خالی ست

دوازده - در مرثیه‌ات، حسین تنها «سین» ست!/در کرب و بلا، شکسته ای غمگین ست/تو تاجر گریه ای و جای شک نیست/از تلخی سوگ، کام تو شیرین ست!

سیزده - این روضه وضو ندارد و زیبا نیست/دنیا زده است، شیعه‌ی مولا نیست/این «سین» که تو خوانده ای، به قرآن سوگند!/در سوره‌ی سرخ ظهر عاشورا نیست

چهارده - ای مرثیه خوان! نگاه تو زیبا نیست/چون روح تو، از تبار عاشورا نیست/گفتی سبب قیام دریا، آب است!/این روضه، شناسنامه دریا نیست

پانزده - ای مرثیه خوان! روضه غفلت کافیست/با ذکر خرافه، کسب شهرت کافیست/از خون خدا، برادر من! شرمی/با سکه‌ی کربلا، تجارت کافیست

شانزده - ای مرثیه خوان! روح تو نورانی نیست/آیینه در این روضه که می‌خوانی نیست/بر روی حماسه می‌زنی سیلی تو/با دست خرافه، این مسلمانی نیست!

هفده - ای مرثیه خوان!  کرب و بلا ماتم نیست/میراث حسین، درد و داغ و غم نیست/جان مایه‌ی نهضت حسینی این ست :/هر کس که به ظلم تن دهد، آدم نیست

هجده - ای مرثیه خوان! زبان عاشورا باش/هم قبله‌ی کاروان عاشورا باش/با لهجه‌ی سرخ عشق، همچون زینب/بر خیز و حماسه خوان عاشورا باش